تبليغاتX
//body>دوستان مهربانم به وبلاگ محکم خوش آمدید.محکم یعنی محمود احمدی نژاد ، حدیث فولادوند،کامران نجف زاده و مجید اخشابی.البته این فقط توضیح نام وبلاگم بود ولی وبلاگ در مورد هر چی که دلتون بخواد هست،میتونین ببینین.خوشحال شدم از حضورتون ." خانه ی رؤیاهایم کلبه ایست کوچک در دشت شقایق ها که تو را کم دارد،راستی کی میآیی؟" . محکم *** ساعتهای آرامش یک قلب رازگو
یکشنبه 27 اسفند1385
مسافر مشهد

کاش شبی مست حضورم کنی..........

سلام بر آن مسافری که با اشک و آه بدرقه اش کردند .

سلام بر آن آقایی که روزهای وداعش با مدینه همه را غمگین کرد.

سلام بر آن مسافری که رفتار امام حکایت از آن داشت که این مسافر دیگر به وطن باز نخواهد گشت.

*************************************************************

از همین جا دلتو روانه ی حرم امام رضا کن ، چشمهایت را ببند ، خودت را ببین که کنار ضریح ایستاده ای و داری با آقا درد و دل میکنی ، میگی دیدی آقا بالأخره اومدم به مشهدت ، به طواف کفترای حرمت ،  براشون یه کیسه گندم آوردم ، خبر از دردای مردم آوردم ، بهشون بگو واست دعا کنند..........

کاش جارو کشی صحن نصیبم میشد

                                             دل من خادم مولای غریبم میشد

 

میدونی می خوام چیکار کنم        

                        میدونی میخوام کجا برم

                               میخوام برای کفترا یه خورده گندم ببرم   

                                                            اونجا که گنبدش طلاست

                                                                                      با کفتراش پر بزنم

دوسش دارم امامه

                   در خونشو در بزنم

                                 بعضی شبا  تو خونمون

                                               بابام به مادرم میگه

                                                   میخوام برم امام رضا

                                                                                به خدا دلم تنگه دیگه

بابام میگه امام رضا مریضا رو شفا میده

                        دوای درد مردمو از طرف خدا میده

 

میخوام برم مشهد و یه هفته اونجا بمونم

                   تو حرم امام رضا نماز حاجت بخونم

                                                بهش بگم امام رضا

                                                              مریضا رو شفا بده

                                                                        دوای درد مردم ازطرف خدا بده

 

"شهادت امام رضا(ع)را به همه دوستداران آن حضرت تسلیت میگویم"

 

نوشته شده توسط فاطمه در 7:59 | | لينک به اين مطلب
جمعه 25 اسفند1385
بیائید در این خاک

                        در این مزرعه پاک

 بجز عشق

                بجز مهر

                            دگر بذر نپاشیم

نوشته شده توسط فاطمه در 7:10 | | لينک به اين مطلب
سه شنبه 22 اسفند1385
خبر

آپ عید من ویژه است البته شاید برای بعضی 

          در ضمن این عیدی منه به همه ی شما          

نوشته شده توسط فاطمه در 6:5 | | لينک به اين مطلب
دوشنبه 21 اسفند1385

نماز زنگ تفریح زندگی نیست

زنگ تصحیح زندگی است

نوشته شده توسط فاطمه در 5:55 | | لينک به اين مطلب
شنبه 19 اسفند1385

****بهـــــــــــار****

هوا بوی نم میداد ، زنگ در را که زد صدای شاد بچه ها آوار شد روی سرش.

ـ بابایی سلام.

چشمان شاد بچه ها سرید روی دستهای خالی اش . تنش گر گرفت . انگار هنوز پای کوره ی آجر پزی ایستاده بود ، زنش روی بالکن نگاهش میکرد.دردلش غوغایی بود . زیر لب گفت :

"یا مقلب القلوب و الابصار ."

زنش گفت: ای بابا چرا بچه ها رو اذیت میکنی ؟

سپس رو به آنها گفت:

ـ کیسه ی خرید بابا اون گوشه کنار پله هاست !

بچه ها مثل گنجشک پریدند به طرف کیسه ها .

نگاه متعجب مرد به گوشهای خالی از گوشواره همسرش که رسید ، شانه هایش لرزید.

نوشته شده توسط فاطمه در 7:53 | | لينک به اين مطلب
جمعه 18 اسفند1385
روزی خواهم نوشت.......

دستتون درد نکنه که توی نظر خواهی شرکت کردید.

نمیدونم چی بنویسم..............

میخواستم جمع بندی این نظر خواهی رو بنویسم.

میخواستم مثه بهار و یلدا کمی از خودم بنویسم

میخواستم از میم مثل مادر تا میم مثل ملاقلی پور را بنویسم

میخواستم از شهدا بنویسم.

میوخاستم چند گزارش بزارم و چند مستند اما سرعت اینترنت پایین است و اپلود نمیشود

میخواستم انتشاراتی کتاب کامران را بنویسم اما گفتم بعضی میگویند باز گیر دادی به رفیق شفیق ما.

میخواستم از مرگ بنویسم از وصیت نامه.

میخواستم از زندگی بنویسم

میخواستم از مادر بنویسم

میخواستم چند تا از اس ام اس های خوشگل رو بنویسم

میخواستم از اربعین بنویسم

اما نمیدونم چرا حال و حوصله اش را ندارم...............

ولی چون انتشاراتی رو قول دادم مینویسم:

کتاب تلخه نارنج ـــــــــــــــ داستان کوتاه

سازمان بسیج دانشجویی مرکز مطالعات و پژوهشها ، دز اندازه ی کوچک و در ۵۱صفحه

کتاب هفت داستان ــــــــــــــــــ رمان

نمیدونم.

هرکسی خرید باید واسه ی من هم بفرسته............ok!!!!!!!!!

نوشته شده توسط فاطمه در 7:28 | | لينک به اين مطلب
جمعه 11 اسفند1385

*****نظرخواهی*****

سوال اول؟

به نظر شما مد خوبه یا بد ؟ شما پیرو مد هستید یا نه؟

سوال دوم؟

حجاب خوبه یا بد؟ شما حجاب رو مصونیت میدانید یا محدودیت؟

سوال سوم؟

ماهواره........این کلمه یعنی چه ؟ خوبه یا بد؟ مضر یا مفید؟

سوال چهارم؟

کلاس داشتن یعنی چه؟

سوال پنجم؟

هر چی که خودت دوست داری، بگو.

 

لطفاً در هنگام گذاشتن نظرات حداقل به دو تا از سوالات جواب دهید .

متشکرم از وقتی که برای خواندن این مطالب گذاشتید.

*********************************************************************

******جمله هایی که من دوست دارم******

زندگی شهد گل است

زنبور زمان می خوردش

آنچه می ماند عسل خاطره هاست

*********************************************************************

سعی کن همیشه در قلب کسی آشیانه کنی که وسعتش آنقدر باشد که

برای جا شدن در آن لازم نباشد  خودت را کوچک کنی.

 

*********************************************************************

مهربانی را در نگاه منتظر کودکی دیدم که می خواست با آبنبانش دریا را شیرین کند.

 

*********************************************************************

میگویند شیشه ها فاقد احساسند ، امّا وقتی بر روی شیشه ی بخار زده ی اتاقم نوشتم دوستش دارم ، شیشه به حالم گریه کرد.

*********************************************************************

*****اطلاعیه*****

اگه من انتشاراتی کتاب کامران نجف زاده رو بگم ، کی واسم میخره؟

*********************************************************************

 

نوشته شده توسط فاطمه در 7:44 | | لينک به اين مطلب
سه شنبه 8 اسفند1385
بدون شرح!!!!!!!!!!!!
آینده ی کسانی که وبلاگ دارند............

راه سبز..........

باز بهار میرسد............

عشق یعنی استخوان و یک پلاک..........سالها تنهای تنها زیر خاک

عشق یعنی این...........

 

نوشته شده توسط فاطمه در 7:57 | | لينک به اين مطلب
سه شنبه 8 اسفند1385
***سیاست در خانه تکانی *** و ***برف مشهد***

سیاست خونه تکونی

***********************************************************

آدم باید اینجور موقع ها یکم سیاست به خرج بده ، زرنگ باشه ، تا از زیر کارها در بره....

نه جدی نگیرید ، مگه مامانا چه گناهی کردن ، پس نتیجه ی عقلانی اینه که توی کارها کمک کنیم.

حالا اونایی هم که پولدارند ، خب خدمتکار می یارن ولی بازم باید کمک کنیم .

من که هر سال دکوراسیون اتاقم رو عوض میکنم ،البته نه اینکه برم چیزهای جدید بخرم ، نه ، از اینجا بر میدارم میزارم اونجا.

ولی خواهرم خیلی سیاست داره ، هر وقت می خوایم خونه رو مرتب کنیم ، غیبش میزنه ، وقتی خونه کاملا مرتب و تر وتمییز شد ، سروکلّش پیدا میشه........البته بعضی وقتها هم مهربون میشه و کمک میکنه.

***********************************************************

حالا چند تا از نکات خونه تکونی شاید بدردتون بخوره ، اگه سوالی در مورد این  تمییزکردن ها داشتید بپرسید شاید بتونم جواب بدم.

***********************************************************

نکته اوّل:تمییز کردن دیوارهای روغنی

از این محلول استفاده کنید. یک سطل آب گرم ، یک دوم پیمانه بوراکس، یک دوم قاشق مربا خوری مایع ظرفشویی و یک قاشق غذا خوری آمونیاک(دستکش هنگام استفاده فراموش نشود و در ضمن بوراکس را هم میتوانید از مغازه های مواد شیمیایی- بهداشتی تهیه کنید)

نکته دوّم:تمییز کردن کاشی و سرامیک

مخلوط یک پیمانه آمونیاک ، یک چهارم پیمانه جوش شیرین ، و یک دوم پیمانه سرکه در یک سطل اب داغ .

نکته سوّم:پاک کردن لکه مداد شمعی یا مداد آرایشی

استفاده از روغن بچه یا شیر پاک کن که با استفاده از یک پنبه آغشته به محل لک بمالید.

نکته چهارم:درست کردن شیشه پاک کن خانگی

دو پیمانه آب ، نصف پیمانه الکل و یک قاشق چایخوری مایع ظرفشویی ، محلولی معجزه آسا برای تمییز کردن شیشه و آینه است.

نکته پنجم:از بین بردن جای وسایل سنگین از روی قالی

یک تکه یخ روی محل مورد نظر بگذارید و سپس با دستمال خشک روی رطوبت آن را بگیرید و پرزهای قالی را به حالت اول برگردانید.

نکته ششم:شستن فرش(مهمه)

بیکاری بشوری ، بده به قالی شویی

نکته هفتم:تمییز کردن تلویزیون برای شفاف دیدن اخبار20:30(مهمه)

ابتدا با یک دستمال غبار روی آن را بگیرید و سپس با پنبه آغشته به محلول آب و الکل صفحه تلویزیون را تمییز کنید.برای تمییز کردن دیواره های تلویزیون از پارافین مایع استفاده کنید .این روش برای ضبط  و ویدئویی که رنگ تیره دارد نیز کاربرد دارد.

نکته هشتم : از بین بردن بوی یخچال

از محلول جوش شیرین وآب کمک بگیرید.یک تا دو قاشق جوش شیرین را دریک چهارم لیتر آب گرم حل کنید و یخچال را با آن پاک کنید.

نکته نهم:طلا و جواهر (نکته مهم در خونه تکونی)

درون کاسه ای که محتوی آب گرم و مایع ظرفشویی است خیسانده تا چربی ان زدوده شود و مثل روز اولی که خریده اید بشود.

نکته دهم : تمییز کردن مبلمان

یک فنجان مایع ظرفشویی یا رختشویی را با یک فنجان اب گرم مخلوط کنید و خوب بهم بزنید تا کاملا کف کند و سپی به وسیله ی یه پارچه روی قسمت کوچکی از مبل امتحان کنیداگر رنگ ان قسمت عوض نشد ، با مقدار کافی از این محلول همه جای مبل را به اهستگی بکشید و درآخر با پارچه ای خشک روی همه ی سطوح را دوباره بکشید.

****************************************************

خوشتان آمد؟

****حالا سریع دست بکار بشین ****

راستی امسال چه رنگی مده؟

البته ما که بیشتر خریدامون رو کردیم اینم سیاست خرید کردن، چون گرون وشه جیگر....

************************************************

مشهد برف اومد ............دست خداجونم درد نکنه

*****از بس مهربونه*****

منم دوربین قدیمی ام رو برداشتم و رفتم عکس گرفتم ...........حالا هر وقت چاپ کردم میزارم تا ببینید.

تازه من عاشق سوپ هستم ، حالا هر نوعی که بود ولی بیشتر سوپ جو که مامان جان دیروز زحمت کشیدن یه قابلمه بزرگ واسه ی من درست کردند.

تازه بابام می خواست بره قبض تلفن رو پرداخت کنه منم باهاش رفتم تا سوژه ی عکس پیدا کنم توی بانک یه آقایی داشت با بابام صحبت میکرد ، کپ امین زندگانی بود، اونقدر شبیه بود که میخواستم برم ازش امضا بگیرم.

*******************************************************************

نوشته شده توسط فاطمه در 6:50 | | لينک به اين مطلب
جمعه 4 اسفند1385
زلال احکام

برگرفته شده از کتاب :احکام روابط زن و مرد و مسائل اجتماعی آنان

پاسخ به سوالهایی که بارها شنیده ایم ، امّا....

نگاه کردن زن به عکس مردان

زنها می توانند به عکس مردان نگاه کنند مشروط به آنکه به قصد لذت و ریبه نباشد خواه مرد را بشناسد خواه نشناسد ، خواه محرم باشد یا نامحرم.

امام ، تبریزی ، بهجت.

پوشش

پوشیدن مانتو و شلواری که حجم بدن و یا برجستگیهای آن در مقابل نامحرم پیداست از نظر حجاب و ستر کافی است ولی چنانچه پیدا بودن حجم یا برجستگیهای بدن باعث ریبه و فساد باشد باید بپوشاند.

امام ، اراکی ، فاضل ، مکارم.

رقص

رقصیدن برای مردان جایز نیست مگر رقصیدن مرد برای همسر خود.

بنابر احتیاط واجب رقصیدن خانمها در هر جا اعم از مجالس عقد و عروسی ویا مولودیها جایز نیست.مگر رقصیدن زن برای همسر خود.

امام، اراکی،بهجت، تبریزی، فاضل و گلپایگانی.

ریش و سبیل

آقایان بنابر احتیاط واجب نمی توانند قسمتی از ریش خود را بتراشند مگر به مقداری که برای مرتب کردن ریش باشد.

حد ریش به اندازه ایست که بگویند ریش دارد.

تراشیدن سبیل اشکالی ندارد.

امام، اراکی،بهجت، تبریزی، فاضل و گلپایگانی،سیستانی،مکارم.

کراوات

کراوات مربوط به مسیحیها و شعار آنهاست پس بهتر مسلمانان از آن دوری کنن، گرچه با شیوع آن بین مسلمانان از آن جنبه خارج شده.

و همچنین از شعار مذهبی نصاری پس اجتناب کنید از پوشیدن آن.

در کل: جایز نیست.

امام، اراکی،بهجت، تبریزی، فاضل و گلپایگانی،سیستانی، مکارم.

 

 

نوشته شده توسط فاطمه در 8:0 | | لينک به اين مطلب
جمعه 4 اسفند1385
پس کی می آیی؟

این ادامه همون متنیه که قبلاً یکمشو واستون نوشته بودم......

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی         دل بی تو به جان آمد وقت است  که باز آیی                        

امشب دلتنگم برای تو ای موعود

امشب نمیدانم از کدام راه از سوی باید رفت تا به تو رسید ، یار سفر کرده ام ، نمیدانم امشب کدام جاده در رهگذر نگاه توست ، کدام جاده پر قربت به قدومت عطرآگین می کند .

مولای غریبم

ساکت و محزون اینجا نشسته ام ونگاه میکنم ، این آدمهای خاکستری که جای خالی تو را حس نمیکنند.اینها که موعود خویش را فراموش کرده اند ،این آدمهای خاکستری  که زیر غبار می روند و می آیند و تنفس می کنند ، بی هراس مردن ، بی حضور تو ،بی ترس در محضر تو نبودن .

ناز آفرین

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی            چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

مولای بیابان گردم ، آقای غریبم

کدامین جاده،کدامین راه ،کدامین شهر ، کدامین کوچه میگذارد سر به پای تو ، فرش چشمانم را میزبان قدمهایت کن .

کجاست آن راه میان زمین وآسمان ؟ کجاست آن پیوند میان فرش و عرش؟

همه ی هستی ام

آنقدر درونم را سیاهی انباشته ام که دیگر جایی برای تو نیست نه اینکه جایی برای تو نباشد ، هست،این سینه سرای توست ، اما جای تو نیست .هرچند نور مهربانیت هنوز درونم را زنده نگاه میدارد، اما مرده ام.

خدایا ! به نگاه او ابر غم از آسمان دلهایمان ببر.

                                                          بلند تر از خورشید

آرزومند نگاه تو در آسمان این همه ستاره ی دنباله دار ، پی کدام ستاره بگردد؟دارم پیر می شوم ، امّا نگاه تو کو........تا که جوانم کند.

کجاست آن مضطری که هرگاه دست به دعا بر میدارد ، میوه ی اجابت می چیند؟

مهدی جان

گل نرگسم چطوری بگم که دلواپس نبودنت هستم. همه میگن مهربونی، همه میگن دل نمی سوزونی ، دل نسوزون بیا عزیز بیا دلنوازی کن.

جانم سپر بلایت ای موعود........

عزیز دل

به خدا خستگی امانم را بریده ، هر چه می گویم میگذرد این همه بی تو بودن و این همه در فراق تو سوختن ، این همه گداختن ، این همه سوز ، این همه آتش ، به خدا نمیگذرد.

عزیز دلم

ای آرامش شبهای طوفانی ام ، به ساحل میرسم ؟بگذار به ساحل امن برسم تا از نو برای تو واژه واژه شعر بگویم ، شاید ان جمله ی گمشده را از نگاه تو بگیرم و به شعرهایم سنجاق کنم.پس تو کجایی عزیز دل؟

ای دستگیر شبهای تیره روزی ام.

به این تنهای غریب ، به این من غریب نگاه کن ، آینه هم در انتهای نگاه من غربت را فریاد میکند .از این غمکده بیرون میروم ، اما به کجا؟

سرورم چه سخت است بر من که همه را ببینم جز تورا.

عزیز.

اینجا طلوع پیدا نیست ، اینجا غروب پیدا نیست ، این همیشه خاکستری روزهای من که بی هیچ افقی ره می سپرند و میروند را دریاب.

ای عزیز دل!

آی آقای من! محبوب من ! تا کی در وجود تو حیران بمانم ؟باکدامین زبان تو را بخوانم ؟با وسعت کدامین دل به تو عشق بورزم؟

آیا کسی هست که با من هم ناله شود ؟آیا کسی هست که من اشکهایم را با گریه هایش پیوند بزنم ؟

امید دلم

امشب ندایی مرا باخود همراه میکند .امشب انتظارت دیوانه تر از پیشم میکند.امشب از قافله مانده منم ، امشب در را وامانده منم ، امشب ثنایی، رحمتی، امشب قدمهامان نذر راهت.

قراردلم

تو در هیچ واژه ای نمی گنجی، در هیچ کتابی جا نشدی، وبا هیچ چشمی دیده نشدی،اما دیوانه وار عاشق توام و هیچ حضورم بی حضور تو نیست.

نگاهم کن

عزیز نگاهم کن ، به من نگاه کن ای سرو قامت عشق، نگاه تو خوب است، نگاه تو حضور ابر و باران است.

وبازهم ادامه دارد......

نوشته شده توسط فاطمه در 7:54 | | لينک به اين مطلب