تبليغاتX
//body>دوستان مهربانم به وبلاگ محکم خوش آمدید.محکم یعنی محمود احمدی نژاد ، حدیث فولادوند،کامران نجف زاده و مجید اخشابی.البته این فقط توضیح نام وبلاگم بود ولی وبلاگ در مورد هر چی که دلتون بخواد هست،میتونین ببینین.خوشحال شدم از حضورتون ." خانه ی رؤیاهایم کلبه ایست کوچک در دشت شقایق ها که تو را کم دارد،راستی کی میآیی؟" . محکم *** ساعتهای آرامش یک قلب رازگو
سه شنبه 29 بهمن1387
مخاطب مجهول !

همینجوری نوشتم:

من هر روز کامنتهایم را چک میکنم

گاهی یک بار

گاهی حتی چندین بار

فقط برای دلخوشی ام

که مبادا نظر تو

از دیدگانم

پنهان مانده باشد ...

من آنها را 

چند بار مرور میکنم ...

من هر روز

فقط به شوق تو

این کلبه ی مجازی را

آذین می بندم ...

من به حضور تو

من به سلیقه ی تو

من به نگاه تو

احترام میگذارم ...

من همیشه منتظرت هستم

بیا تا دیر نشده...

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شاعرش را نمیدانم :

گفته ای که می آیی
و اگر این حرف درست باشد
من وقت زیادی ندارم
باید آسمان را گردگیری کنم
و دستهایم را در طرح نیایشی بالا ببرم
تا باران،حیاط خانه را بشوید
باید قالیها را دوباره جارو بزنم
تا گل بدهند
پنجره ها را باید با گلاب پاک کنم
حریر آبی بر درگاه بیاویزم
و از تمام کبوترها و گنجشکهای بی کار دعوت کنم
تا بر شاخه ها بنشینند
و از شته ها تقاضا کنم
این هفته برگ ها را نخورند
و از جوشکار محل خواهش کنم

تا در ساعت ورود تو سوهان به آهن نکشد
بر میز ترمه باشد
شمعدان
شیرینی
گل محمدی
و در قوری چای تازه دم....

نوشته شده توسط فاطمه در 11:33 | لينک به اين مطلب
شنبه 26 بهمن1387
گفتگو

1 – این چند روزی که بعضی ها به من گفتند چرا آپ نمیکنی ، من چند مطلب نوشتم . حدود نه مطلب . اما نمیدانم چرا دست و دلم به گذاشتن آن توی بلاگم نمیرفت . و هم اینکه اوضاع روحی مناسبی نداشتم . به هر حال اینکه دیشب به مناسبت ورودم به دانشگاه با خدا یه دردلی داشتم . ازش خواستم که کمکم بکنه که با رشته ی پرستاری کنار بیام . و قرآن باز کردم و این آیات آمد . این آپم را خدا انتخاب کرده .  

الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بدکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب _ 28 _

الذین آمنوا و عملوالصالحات طوبی لهم و حسن مئاب _ 29_

کذلک ارسلناک فی امة قدخلت من قبلها امم لتتلوا عیلهم الذی اوحینا الیک و هم یکفرون بالرحمن قل هو ربی لا اله الا هو علیه توکلت و الیه متاب _ 30_

آنها که به خدا ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرام میگیرد آگاه شوید که خدا آرام بخش دلهاست. ۲۸

آنانکه به خدا ایمان آورده و به کار نیکو پرداختند خوشا بر احوال آنها و مقام نیکوی آنها . ۲۹

ای محمد(ص) ما تو را به میان خلقی به رسالت فرستادیم که پیش از این هم پیغمبران و امتهای دیگر به جایشان بوده و در گذشتند تا برامت آنچه از ما به وحی بر تو رسد را تلاوت کنی . و مردم به خدای مهربان کافر میشوند . بگو او خدای من است و جز آن خدایی نیست و من بر او توکل کرده ام و روی امیدم همه به سوی اوست . ۳۰

۲ - خداوندا ! مرا به اورکات اولیائت اینوایت کن تا شاید از طریق چت با آنان ، دیش وجودم به سمت تو بچرخد .

نوشته شده توسط فاطمه در 15:2 | | لينک به اين مطلب
یکشنبه 6 بهمن1387
" پست ویژه برای ..."
 

دانلود کتاب تلخه نارنج 

 

                           نویسنده : کامران نجف زاده

 

 این هم اشانتیون کتاب :

گزارش این یک روایت کوتاه است که سال قبل به گمونم پخش شد . به مناسبت این ایام :

دانلود گزارش انقلاب از کامران نجف زاده

 

جدیدترین عکسی که گرفتم!

 

نظرات خودتون رو راجع به کتاب در  سایت خود آقای کامران نجف زاده بگذارید .

طریقه ی دانلود : بر روی لینک های بالا کلیک کنید و گزینه ی download now را بزنید .

حالا از من تشکر کنید که به فکرتون بودم و تایپیدم !!!

توضیح نوشت :

شرمنده ام . کتاب " هفت داستان " رو نه خوندم و نه دیدم و نه اطلاعاتی راجع بهش دارم.

ویژه :

این دو سایت را از دست ندهید :

۱ - قاب خبرساز کامران نجف زاده

۲ - مجله خبری ( ویژه اهالی خبر و دوستداران خبر)

نوشته شده توسط فاطمه در 9:45 | | لينک به اين مطلب
سه شنبه 1 بهمن1387
برداشت آزاد

اپیزود اول :

امشب به خود آهسته میگویم                احساس خود را دار خواهم زد

داغ غمش را با دو دست خویش              بر این دل تب دار خواهم زد

دیگر نمیخواهم که احساسم                  تنها عزیزم را بیازارد

دیگر نمیخواهم به پاس عشق                بار وجودم را نگه دارد

بر شانه های مهربان او                         دیریست سنگینی بارم

او را که بی اندازه میخواهم                    حق نیست تا این حد بیازارم

پیوسته میخوانم به گوش او                   تا بی نهایت دوستت دارم

با من بمان من بی تو میمیرم                 غیر از تو از هر چیز بیزارم

باز او برای خاطر این عشق                    در پای این دل خسته میماند

چون داستان بی سرانجامی                  هر شب برایم قصه میخواند

اما رهایش میکنم اینبار                         احساس خود را دار خواهم زد

داغ غمش را با دو دست خویش             بر این دل تب دار خواهم زد

 

اپیزود دوم :

اپیزود سوم :

up بعدی من یه پست ویژه ست برای هوادارهای آقای کامران نجف زاده . امیدوارم خوشتون بیاد و براتون سوپرایز باشه . انشاءالله در اولین فرصت و بهترین موقعیت ، پست بعدی بلاگم را برایتان میگذارم . سعی کنید از دستش ندید.

نوشته شده توسط فاطمه در 8:25 | | لينک به اين مطلب