تبليغاتX
//body>دوستان مهربانم به وبلاگ محکم خوش آمدید.محکم یعنی محمود احمدی نژاد ، حدیث فولادوند،کامران نجف زاده و مجید اخشابی.البته این فقط توضیح نام وبلاگم بود ولی وبلاگ در مورد هر چی که دلتون بخواد هست،میتونین ببینین.خوشحال شدم از حضورتون ." خانه ی رؤیاهایم کلبه ایست کوچک در دشت شقایق ها که تو را کم دارد،راستی کی میآیی؟" . محکم *** ساعتهای آرامش یک قلب رازگو
شنبه 27 تیر1388
کربلا کربلا ما داریم میاییم
خب دیگه ...انگاری جدی جدی داریم میریم....حلالم کنید .

پ .ن : خیلی منتظر بودم که کامنتتو بخونم ؛ نیامدی !

نوشته شده توسط فاطمه در 17:11 | لينک به اين مطلب
یکشنبه 21 تیر1388
باورش سخت است

زائر حریم عشق

هنوز باورم نمیشه مسافر جایی هستم که همیشه آرزوم بوده .

حس خوبی دارم که دارم به تو نزدیک میشوم ...

به نام تو قسم حسین(ع) !

اگر به کربلا سفر کنم ؛ نه اینکه خویش میروم ، مرا تو می بری حسین (ع)...

ممنونتم...

.

با خانواده ام دارم میرم کربلا ...اگه عوض نشه و مشکلی نباشه انشاءالله شنبه 27 تیر 1388 ...

خوبی که از من ندید اما بدیهامو حلال کنید . شاید برگشتنی نباشه ...

به یادتون خواهم بود ....

این پست رو زود اینجا گذاشتم چون هم فرصتش رو داشتم و هم اینکه کامنتاتون رو بخونم و پیامی اگر دارید برسونم . تا شنبه استرس دارم ...باورم نمیشه ...

گوشیم بنا به دلایل نامعلومی قطع شده ... شاید نتونم بهتون بزنگم

تولد بهار کوچولو دختر گل آقای محمدحسین رنجبران(خبرنگار) رو به ایشون و همسر محترمشون تبریک میگم .

نوشته شده توسط فاطمه در 12:33 | | لينک به اين مطلب
پنجشنبه 18 تیر1388
تولد سید مهدی شریفی
به مناسبت تولدتون برای شما تفالی زدم به حافظ....

در خرابات مغان نور خدا می بینم

این عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

کیست دردی کش این میکده یارب که درش

قبله ی حاجت و محراب دعا می بینم

جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو

خانه می بینی و من خانه خدا می بینم

سوز دل اشک روان آه سحر ناله ی شب

این همه از نظر لطف شما می بینم

خواهم از زلف بتان نافه گشایی کردن

فکر دور است همانا که خطا می بینم

هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال

با که گویم که در این پرده چها می بینم

کس ندیده است ز مشک ختن و نافه ی چین

آنچه من هر سحر از باد صبا می بینم

نیست در دایره یک نقطه خلاف از کم و بیش

که من این مسئله بی چون و چرا می بینم

دوستان عیب نظر بازی حافظ مکنید

که من او را ز محبّان شما می بینم

۱۸ تیر ماه تولد شما برادر عزیز ، خبرنگار موفق و استاد گرانقدر را تبریک میگویم و برایتان از خداوند منان بهترین ها را آرزو میکنم . و لحظه هایی خوش و سرشار از آرامش برای شما و خانواده ی محترمتان ارزومندم.

یادت باشه داداش عکس علیرضا کوچولو رو نگذاشتید که ما ببینیم....

جلد دوم کتاب چی شد ؟ چاپ شد ؟....

http://www.afkaromoomi.blogfa.com  افکار عمومی = سید مهدی شریفی

  • ممنونم از دوست عزیزی که  سریال "پسران فراتر از گلها " (کره ایی)رو  بهم داد . خیلی سریال قشنگی بود . یک سریال کمدی_ عاشقانه ایی درام ....از جاندی یاد گرفتم که در سخت ترین شرایط زندگی لبخند بزنم .... ببینید .
  • من رشته ی محبتت را پاره میکنم/ شاید گره خورد به تو نزدیک تر شوم...
نوشته شده توسط فاطمه در 13:5 | | لينک به اين مطلب
پنجشنبه 4 تیر1388
گاهی فرشته ها گریه میکنند

فردا  شب آرزوهاست . شب اجابت دعایت . شب بغض و گریه و نیایش های عاشقانه با خدایت. شبی که میخواهی میهمان خلوت خانه ی خدا شوی .

خالصانه وضو میگیری ... عاشقانه  سجاده ات را پهن میکنی و عارفانه با معبودت درد و دل میکنی ... خدا نکند مشغله های زندگی ما را از تو دور بیاندازد ... عهد می بندی ... گریه میکنی ... آرزوهایت را روی بال فرشته ها میگذاری و برای زودتر رسیدنشان به آسمان دعا میکنی ... خدایا اگر صلاح میدانی مرا به آرزویم برسان...عزیزانت را یکی یکی به یاد می آوری ... برای تک تکشان دعا میکنی ... برای آرزوهایشان ...  بابت آن آرزوهایی که اجابت شده از خدا تشکر میکنی ... وای چه زمزمه های عاشقانه ایی....چه لحظات زیبایی .... فرشته ها گریه میکنند .... قطره های اشکت را میبوسند ... چقدر شوق فرشته ها دیدنی ست ...فرشته ها به عاشقان مژده وصال میدهند... از خدا عذرخواهی میکنی... به خدا میگویی میدانم دلت از من گرفته  اما باز به روی خودت نمی آوری ... باز عطوفتت را به رخم میکشی ... باز مرا شرمنده میکنی... تنهاترین ترانه های زندگیت را برای خدا میخوانی...گریه میکنی ...از فرش به عرش میروی.... شیرین ترین لحظه های با او بودن است .... یکی از  آسمانی ترین شبهای با او بودن ...دلت که خالی شد قرآن برمیداری و از او میشنوی و آرام میشوی ... آنوقت تمام این لحظه های ناب را قاب میگیری و بر دیوار قلبت نصب میکنی تا همیشه یادآوری شیرینی لحظات با او بودن ، تلخی  روزهای سخت زندگی را برایت شیرین کند .

حالا دیگر زمین برایت تنگ میشود و آسمان برایت دلتنگ...

این صدای ما ست ...صدایی عاشقانه که تو را میخواند ...ما را دریاب خدای مهربانمان...

خدایا ! نگاهت را از ما مگیر که همه ی امید ما نگاه توست ...

 

پ . ن ۱: اگر با من نبودش هیچ میلی ...چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟

پ.ن۲ : التماس دعای مخصوص ....من حرم امام رضا(ع)میرم انشاءالله و به یادتون هستم ...

نوشته شده توسط فاطمه در 0:9 | | لينک به اين مطلب