تبليغاتX
//body>دوستان مهربانم به وبلاگ محکم خوش آمدید.محکم یعنی محمود احمدی نژاد ، حدیث فولادوند،کامران نجف زاده و مجید اخشابی.البته این فقط توضیح نام وبلاگم بود ولی وبلاگ در مورد هر چی که دلتون بخواد هست،میتونین ببینین.خوشحال شدم از حضورتون ." خانه ی رؤیاهایم کلبه ایست کوچک در دشت شقایق ها که تو را کم دارد،راستی کی میآیی؟" . محکم *** ساعتهای آرامش یک قلب رازگو - گاهی فرشته ها گریه میکنند
پنجشنبه 4 تیر1388
گاهی فرشته ها گریه میکنند

فردا  شب آرزوهاست . شب اجابت دعایت . شب بغض و گریه و نیایش های عاشقانه با خدایت. شبی که میخواهی میهمان خلوت خانه ی خدا شوی .

خالصانه وضو میگیری ... عاشقانه  سجاده ات را پهن میکنی و عارفانه با معبودت درد و دل میکنی ... خدا نکند مشغله های زندگی ما را از تو دور بیاندازد ... عهد می بندی ... گریه میکنی ... آرزوهایت را روی بال فرشته ها میگذاری و برای زودتر رسیدنشان به آسمان دعا میکنی ... خدایا اگر صلاح میدانی مرا به آرزویم برسان...عزیزانت را یکی یکی به یاد می آوری ... برای تک تکشان دعا میکنی ... برای آرزوهایشان ...  بابت آن آرزوهایی که اجابت شده از خدا تشکر میکنی ... وای چه زمزمه های عاشقانه ایی....چه لحظات زیبایی .... فرشته ها گریه میکنند .... قطره های اشکت را میبوسند ... چقدر شوق فرشته ها دیدنی ست ...فرشته ها به عاشقان مژده وصال میدهند... از خدا عذرخواهی میکنی... به خدا میگویی میدانم دلت از من گرفته  اما باز به روی خودت نمی آوری ... باز عطوفتت را به رخم میکشی ... باز مرا شرمنده میکنی... تنهاترین ترانه های زندگیت را برای خدا میخوانی...گریه میکنی ...از فرش به عرش میروی.... شیرین ترین لحظه های با او بودن است .... یکی از  آسمانی ترین شبهای با او بودن ...دلت که خالی شد قرآن برمیداری و از او میشنوی و آرام میشوی ... آنوقت تمام این لحظه های ناب را قاب میگیری و بر دیوار قلبت نصب میکنی تا همیشه یادآوری شیرینی لحظات با او بودن ، تلخی  روزهای سخت زندگی را برایت شیرین کند .

حالا دیگر زمین برایت تنگ میشود و آسمان برایت دلتنگ...

این صدای ما ست ...صدایی عاشقانه که تو را میخواند ...ما را دریاب خدای مهربانمان...

خدایا ! نگاهت را از ما مگیر که همه ی امید ما نگاه توست ...

 

پ . ن ۱: اگر با من نبودش هیچ میلی ...چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟

پ.ن۲ : التماس دعای مخصوص ....من حرم امام رضا(ع)میرم انشاءالله و به یادتون هستم ...

نوشته شده توسط فاطمه در 0:9 | | لينک به اين مطلب